تئوری های پایه ای
تئوری Dow
این تئوری ،قدیمی ترین تئوری در زمینة آنالیز تکنیکی است.این تئوری، بیان میکند که قیمتها ،اطلاعات موجود را منعکس میکنند. تئوری عموماً در مورد میانگین های بازار سهام توسعه یافت. این تئوری میگوید که قیمت به سه نوع الگوهای امواجی اولیه- ثانویه و فرعی توسعه مییابد (زیاد میشود) این تئوری هم چنین الگوهای برگشتی را مشخص میکند، که سطح متوسط آنها توسط روند حرکتی شان مشخص میشود. سطوح برگشت در محدوده % 33 ،% 50 و % 66 گذاشته شده است.
محدوده های فیبو ناچی
سری اعداد مشهور مطابق تناسبهای ریاضی است که از پدیدههای طبیعی و مصنوعی بوجود آمده است.
این اعداد،از جمع اعداد 1 و 2 ،بدست آمده است.
تناسبات بدست آمده در اعداد فیبو ناچی و در صدهای آنان در بسیاری از موضوعات طبیعت دیده میشوند.مثل فاصله بین بندهای انگشتان دست،فواصل بین بینی و دهان و چشمها و چانه و انتهای سر.همچنین فواصل کوهها و نیز انواعی از پرهای گلها و نیز بسیاری دیگر از چیزهای طبیعی.
1 و بعد از ان 1 بعلاوه 1=2 و بعد از ان ،جمع دو عدد قبلی یعنی 2 بعلاوه 1=3، و سپس جمع 3 با 2 =5 و سپس جمع 5 با 3= 8 و همینطور الی اخر که اعداد زیر بدست میایند:
1-2-3-5-8-13-21-34-55—89-144-233-377-610-987 .
و برای تخمین فاصلة یک قیمت که آیا به جای اول برگشته و یا اینکه همچنان در مسیر روند قرار دارد، استفاده میشود. مهمترین سطوح برگشتی ،برای نسبتها ،این مقادیر ،تعریف شده اند: % 2/38 و % 50 و % 8/61 است.
امواج الیوت
این تئوری به تحلیلگران اجازه میدهد تا حرکات قیمت را در الگوهای موجی شکل که میتواند نقاط آینده و نیز نقاط برگشت را نشان دهد ، طبقه بندی کنند. حرکت امواج با روند آن بعنوان امواج ناگهانی شناخته میشود و حرکات در مقابل روند بعنوان امواج تصحیح کننده شناخته میشوند. امواج تصحیح گر میتواند شامل پنج و سه حرکت اولیه باشد. جمع 8 حرکت شامل یک چرخه امواج کامل است. زمان انتخابی برای این امواج میتواند از تایم فریم 15 دقیقه به بالا باشد. کلید این تئوری، توانایی تشخیص مفهوم امواج است بطوریکه تحلیلگر بتواند ساختار امواج کوچکتر را در رابطه با ساختار امواج بزرگتر ، تخمین زده و تعیین کند.
باندهای بولینگر
اساساً توسط جان بولینگر توسعه یافت. باندهای بولینگر اساسا باندهای ذخیره از انرژی هستند که بدور یک شاخص میانگین متحرک ساده کشیده شده اند. آنها توسط بهره برداری از انحراف معیار قیمت در طول دوره مشابه، وقتی میانگین متحرک محاسبه میشوند و بعنوان خطوط بالا و پایین میانگین متحرک رسم میشوند.
وقتی میانگینهای متحرک، برای تشخیص اساسی روند استفاده میشوند Bollinger Bands ،این ایدهها را با میزان فراریت و انرژی هر بازار اختصاصی به منظور رسم یک طرح یا نقشه ، پی ریزی و ترکیب میکند.
بطور خلاصه، انحراف معیار ،یک منحنی نرمال ترسیم میکند، که شکل آن شیبه نوار باریکی خواهد بود که از هر دو طرف در حال کاهش خواهد بود. انتظار میرود که بطور میانگین، یک انحراف از میانگین(بالاترین نقطه) بروی هر سمت % 68 از نتایج نمونه را آشکار کند .یک انحراف از میانگین %95 نتایج نمونه را نشان میدهد. بنابراین،این گونه حرکت، مستلزم گرفتن دو انحراف معیار از
میانگین متحرک است که شامل 95% قیمت موجود است. قیمتهای خارج از باند، فقط %5 از زمانهای موجود را شامل میشوند و بنابراین هر حرکت خارجی باید گمراه کننده تلقی شود.
فاصلة بین باندهای بولینگر بالایی و پایین، نشاندهنده فراریت است. وقتی قیمتها بدون میانگین شان افزایش مییابند، انحراف معیار افزایش مییابد و بنابراین باندها در مقادیر قابل تغییر دور از میانگین ،تغییر میکنند. در زمانهایی که بازار در حال نوسان است، قیمتهایی که به باندها میرسند میتوانند اشاره به حالتهای فروش و حالتهای خرید باشند. موج های قوی وقتی به سرعت به باند بالایی باند ،برخورد می کنند ،میتوانند نشان از شروع روند بالارو باشند.و همینطور وقتی یک موج قوی به باند پایین باند ،برخورد میکند،میتواند نشان از شروع یک روند پایین رو باشد.در یک بازار ترند دار،موارد زیادی از عبور قیمت از باندهای بولینگر وجود دارد.
در بولینگر باند ها،وقتی حرکت قیمت به شکل نوار باریک در میاید بدین معنی است که در آینده میتوان انتظار حرکت انفجاری و شروع یک حرکت بزرگ را داشت.اما نکته مهم این خواهد بود که زمان آن مشخص نیست.و ممکن است این انتظار ،روزها بطول بیانجامدو شاهد بازاری کاملا آرام باشیم.
Commodity Channel Index (CCI
این ایندیکیتور، یکی از مشهورترین ایندیکتورها و شاخص ها در بازار بورس و فارکس است. معامله گران ،از این ایندیکیتور برای نقطه شروع و استارت ورود به بازار و نیز خروج از بازار ،استفاده میکنند ،از اینجهت که بر این تصورند که سیکل ها و چرخه های حرکتی را خوب بنمایش میگذارد.این ایندیکیتور برای موقعیتهای بین 70 تا 80 درصد همه تحرکات قیمتی بین +100 و -100 که در یک محدوده افقی بنمایش درمیاید، طراحی شده است.بسیاری از معامله گران که با این استراتژی و ایندیکیتور کار میکنند ،وقتی که قیمت ،از -100 پایین تر بیاید،پوزیشن سل�و زمانی که قیمت ،از +100 بالاتر برود،پوزیشن buy میگیرند. همچنین از این ایندیکیتور به عنوان نمایشگر خوبی که نقاط اشباع از فروش و نیز اشباع از خرید ،را بخوبی نمایش میدهد،استفاده میکنند.البته به شکلی غیر از آنچه در اوسیلاتورها وجود دارد.
بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران،از CCI ،نقطه صفر را، و قطع شدن این خط را،به عنوان نقطه و شروع خوبی برای عملیات معاملات خود ،در نظر میگیرنذ.همچنین هر گونه استراتژی های دیگر را منوط به تایید این ایندیکیتور ،و عبور�آن ، از خطوط گفته شده ،میدانند.
میانگین متحرک (EMA)
این ایندیکیتور، بطور وسیعی توسط معامله گران ، آنالیستها و اشخاصی که مدیریت سرمایه را بکار میگیرند، بکار میرود. البته میانگین متحرک exponential جوابگویی بهتری از یک میانگین متحرک ساده،خواهد داشت که قیمتهای میانگین از هر تعداد بار های مشخص توسط پارامترهای استفاده شده را طراحی و محاسبه کرده است.
فرمول آن بشکل زیر است:
EMA= EMAt-1+SF*(price -EMAt-1
SF =2l /(1+length of average
رقمهای جدید ،اینکونه است که ،نسبت قیمت فعلی وقیمت قبلی و همچنین میزان آن با فاکتور smoothing. ،محاسبه خواهد شد. این موضوع ،بدین معناست که ،میانگین متحرک exponential ارزش بیشتری به قیمت فعلی بازار ، میدهد .برخلاف آنچه که در میانگین متحرک ساده رخ میدهد. گویی حرکتی متضاد حرکت میانگین متحرک ساده است .
معمولا ایندیکیتور میانگین متحرک.برای تشخیص تغییر اساسی روند (ترند ) بکار برده میشود. برخی از معامله گران ،تنها با همین یک ایندیکیتور و قطع و عبور قیمت از آن، معاملات خود را شروع میکنند.برخلاف عده دیگری که عقیده دارند میبایستی همزمان از میانگین متحرک ،با اعداد دیگری استفاده کنند و منتظر قطع و عبور یکی از دیگری باشند.
آموزش مقدماتی و حرفه ای بورس
دوشنبه ۷ شهریور۱۳۹۰